پروژه های دانشگاهی - صفحه 2 از 35 - پروژه پایانی

زمان ثبت نام پایه اول ابتدایی مدارس شاهد-پروژه های دانشگاهی

خانواده‌های معظم شهدا، جانبازان، ایثارگران و سایر افراد متقاضی ثبت نام در مدارس شاهد می‌توانند از طریق سامانه “سجا” طبق برنامه زمابندی اعلام شده برای ثبت نام اقدام کنند.

بر این اساس، مهلت پیش ثبت نام در پایه اول (دوره ابتدایی) از چهارم تا هفدهم خردادماه، پایه هفتم (دوره اول متوسطه) از اول تا چهاردهم تیر ماه و ثبت نام پایه دهم (دوره دوم متوسطه) از پنجم تا بیست و یکم تیرماه خواهد بود.

سامانه ثبت نام که به اختصار با نام “سجا” معرفی می‌شود، در بهار ۱۳۹۴ و با هدف یکپارچه سازی کلیه فعالیت‌های مدارس شاهد و ایثارگران راه‌اندازی شده است و ثبت نام در این سامانه از طریق نشانی saja.medu.ir امکان پذیر است و تمام دانش آموزان در صورت کسب امتیاز لازم، می‌توانند در مدارس شاهد ثبت نام کنند

بر اساس این گزارش، اداره کل امور شاهد و ایثارگران از متقاضیان خواست تا جهت ثبت نام از مراجعه به سایر سایت‌های اینترنتی و تماس با شماره تلفن‌ها (پیش شماره ۹۰۹) خودداری کنند.

انتقادات صریح شهرام شکیبا از صداوسیما/ می‌دانم ممنوع‌الکار می‌شوم-پروژه های دانشگاهی

شهرام شکیبا مجری تلویزیون و شاعر که در جلسه دیدار رمضانی شاعران با رهبر انقلاب حضور داشت، درباره سخنان ایشان در حوزه ادبیات فارسی و نگرانی‌هایی که نسبت به صداوسیما مطرح کردند، به مهر گفت: دغدغه و نگرانی حضرت آقا برای زبان فارسی و مطالعه، مربوط امروز نیست صحبت‌های ایشان را باید بروید و در دورترین زمان‌ها بخوانید تا ببینید که هر زمان که در جمع اهالی فرهنگ بوده‌اند به این موضوع اشاره کرده‌اند.

وی ادامه داد: ایشان حتی در کلماتی که به جای کلمات خارجی وضع می‌شود دقت دارند و پیشنهادهایی ارائه می‌فرمایند. شما بروید و ببینید کدام یک از مسئولان کشور به شکل مداوم و مثل یک کتاب‌خوان حرفه‌ای به این موضوعات می‌پردازد و یا در نمایشگاه کتاب دیده می‌شود جز وزیر ارشاد که هر سال به دلیل کارش در نمایشگاه حضور می‌یابد.

مجریانی که اطلاعاتشان از اینستاگرام است

این مجری تلویزیون درباره اجراهایی که مجری در آنها با ادبیات سطحی و واژگان بیگانه حرف می‌زند، هم گفت: این ادبیات از بیسوادی جماعتی است که جلوی دوربین نشسته‌اند، وقتی شخصی همه اطلاعات خود را از اینستاگرام اخذ کرده است و مطالعاتش فقط به فضای مجازی منحصر می‌شود که شناسنامه‌دار نیست چنین معضلی پیش می‌آید.

وی با اشاره به اجرای بازیگران در تلویزیون گفت: حضور این بازیگران به دلیل سلیقه خرابی است که در فضای فرهنگی ما رواج پیدا کرده است. مدیران تصمیم‌گیرنده نیستند بلکه اسپانسرها تصمیم می‌گیرند اسپانسر می‌گوید من پول می‌دهم و می‌خواهم فلان بازیگر بیاید.

شکیبا با اشاره به نبود برنامه‌های ادبی تخصصی در سیما اظهار کرد: سال‌هاست هر یک از مدیران را می‌بینم طرح‌هایی مربوط به برنامه‌های ادبی به آنها ارائه می‌کنم و سالهاست که می‌شنوم «این طرح‌ها فوق‌العاده هستند، اسپانسری برایشان دارید؟»

مدیران تلویزیون مرعوب «من و تو» هستند

وی اضافه کرد: امروز صاحبان سرمایه تصمیم‌گیر می‌شوند و تلویزیون به وضعی افتاده است که بازیگران و بیشتر مانکن‌ها باید تلویزیون را نجات دهند. مدیران تلویزیون مرعوب شبکه‌های بیگانه هستند و می‌ترسند که نتوانند با «من و تو» رقابت کنند و برای همین است که شما در شبکه‌های تلویزیونی که دست بچه مسلمان‌هاست می‌بینید که فرم یک برنامه از «من و تو» را عیناً کپی می‌کنند.

این طنزپرداز در بخشی دیگر درباره ادبیات به کار رفته توسط مجریان عنوان کرد: در برنامه‌های زنده تلویزیون نویسنده به آن معنا حضور ندارد و مجری برنامه را پیش می‌برد. برخی از این اجراها هم که از روی متن انجام می‌شود اما ادبیات ضعیفی دارد به متن ضعیف و نویسنده غیرحرفه‌ای برمی‌گردد که درنهایت به مسائل مالی مربوط می‌شود. وقتی پایین‌ترین برآورد یک برنامه برای نویسنده گذاشته می‌شود چه انتظاری وجود دارد که نویسنده‌های خوب برای تلویزیون کار کنند.

شکیبا در پاسخ به اینکه برای تغییر این رویکردها چه باید کرد، گفت: «عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی» درواقع باید این نگاه‌ها از ریشه در تلویزیون تغییر کند و تعاریف عوض شود. برخی از مدیران فقط بلد هستند بیلان کاری بدهند اما اگر مدیری کارش را بلد نیست باید به خانه‌اش برود.

داور «قندپهلو» با اشاره به سختی تولید برنامه‌های ادبی در سیما تصریح کرد: برنامه‌ای مثل «قندپهلو» در حالی ساخته می‌شود که برآورد یک فصل از این برنامه با چهار شب دستمزد یک مجری که از سینما آمده است برابری می‌کند. برنامه‌های ادبی پایین‌ترین برآورد را دارند درحالیکه یک برنامه سرگرمی در شبکه‌ای ساخته می‌شود که دکور آن چند صد میلیون است.

برنامه‌ای که دیگر ساخته نشد

شکیبا در بخشی دیگر با اشاره به یک برنامه طنز درباره دفاع مقدس عنوان کرد: ما حدود ۶ سال پیش برنامه‌ای داشتیم با نام «لبخند صلواتی» که امیر قمیشی تهیه‌کننده و من مجری و نویسنده بودم، برنامه در هشت قسمت ساخته شد و به طنز در دفاع مقدس می‌پرداخت. سه شب از پخش این برنامه گذشته بود که از طرف دفتر رهبر انقلاب تماس گرفته شد و از رضایت ایشان نسبت به برنامه گفته بودند که خبرش همان زمان هم منتشر شد. الان قریب ۶ سال است که این برنامه ساخته نشده است البته هر سال این برنامه در ایام آزادسازی خرمشهر و دفاع مقدس مطرح می‌شود و مثل همان طرح دیگرم از من می‌خواهند که اسپانسر بیاورم و من نمی‌دانم که آیا باید ماءالشعیر در میان برنامه طنز دفاع مقدسی تبلیغ کنم؟

وی در پایان گفت: برخی از مسئولان کلاً هیچ دغدغه‌ای ندارند یا شناسایی نسبت به موضوعات ندارند و یا اصلاً مأموریت دیگری دارند که این پروژه‌ها به سرانجام نرسد. ماموریتشان این است که مردم بی دلیل دست بزنند و بخندند. حرف هم که می‌زنید می‌گویند شادی برای مردم اهمیت دارد درحالیکه می‌توان در کنار برنامه‌های شادی‌بخش دیگر برنامه‌های علمی و تخصصی‌تر را هم رونق بخشید. من این سخنان را می‌گویم و البته می‌دانم که احتمالاً مدتی ممنوع‌الکار خواهم شد چون هر بار حرف‌هایم را بیان کرده‌ام مدتی از کار کنار رفتم. به هر حال کمیته مجریان بیشتر از اینکه به حضور مجریان تخصصی در اجرا ورود کند به این می‌پردازد که چه کسی حرف تندی زده است و او را از کار برکنار کنند.

صدای خاموش تجرد قطعی-پروژه های دانشگاهی

ازدواج در کشور و جامعه ایران از مهم‌ترین مسائل جوانان محسوب می‌شود. از آنجا که این امر به نیازهای اساسی انسان پاسخ می‌دهد، به همین دلیل افراد باید در زمان مناسب و به هنگام ازدواج کنند.

یکی از معضلات اصلی ازدواج درکشور بالا رفتن سن ازدواج در میان جوانان است. براساس آمارها میانگین سن ازدواج در ده سال اخیر دو سال افزایش پیدا کرده است؛ به طوری‌که میانگین آن در دختران به 24 سال و در پسران به 29 سال رسیده‌است[1].

علاوه بر تبعات روانی افزایش سن ازدواج برای فرد، فرصت برای تشکیل خانواده نیز محدود می‌شود. در این صورت جوانان با گذراندن دهه سوم زندگی خود کم‌کم وارد سن تجرد قطعی می‌شوند.

وقتی جمعیت به سنی برسد که دیگر در میزان تجرد کاهشی ایجاد نشود، آن سن را، سن تجرد قطعی می‌گویند.

 سن تجرد قطعی برای زنان در ایران 40 تا 44 سالگی و در مردان 50 تا 54 سالگی است. در چندین سال قبل 1.8 درصد زنان و 2 درصد مردان به تجرد قطعی رسیده‌بودند.

در سال‌های اخیر به دلیل تغییرات رخ داده، مانند تغییرات فرهنگی و سیاست‌گذاری در جامعه، آمار تجرد قطعی زنان در محدوده سنی 45 تا 49 سال به 4 درصد و مردان در همین سن به 2.7 درصد رسیده‌است. براساس این آمارها می‌توان دریافت، تحول اساسی در این سال‌ها منجر به افزایش سهم تجرد قطعی برای زنان شده‌است[2].

تجرد قطعی تبعات و نتایج سوء بسیاری دارد، که بیشتر آن معطوف به زنان است. زنان تا 35 سالگی به دلیل وجود خانواده به آن صورت احساس تنهایی نمی‌کنند اما از برهه زمانی به بعد این احساس تنهایی به معضل تبدیل می‌شود و موجب آسیب‌پذیری آنان است. آمارها نشان می‌دهند استفاده از مواد مخدر با وسعت بسیاری در میان دختران و زنان افزایش یافته‌است. براساس این آمارها از سال 1391 میزان دختران معتاد بسیار افزایش پیدا کرده‌است. علاوه بر این ازدواج سفید نیز می‌تواند از پیامدهای اصلی این معضل باشد. تک زیستی و مجرد زندگی کردن خطرات روحی زیادی دارد. به طوری که در این سبک زندگی مشکلات روانی و روحی مانند خودکشی نسبت به زندگی متاهلی بیشتر است.

حمید حبشی یکی از کارشناسان حوزه خانواده معتقد است فشار متداومی که بر روی دختران مجرد می‌آید، موجب آسیب‌های اجتماعی در قالب آلودگی محیطی و فساد اجتماعی می‌شود. وی معتقد است آسیب‌های درونی این امر از آسیب اجتماعی آن بسیار جدی‌تر است[3].

یکی از مهم‌ترین راه‌کارهای حل این معضل، گسترش فرهنگ همسان سازی همسری است. هم‌اکنون در کشور فاصله سنی زوجین در کشور حدود 5 سال است. براساس آمارها بر اساس فاصله سنی 5 سال میان زوجین 100 پسر مجرد در مقابل 82 دختر مجرد داریم.

اگر این فاصله سنی به 2 و یا 1 سال کاهش پیدا کند تعادل جمعیت دختران و پسران به حد مطلوب می‌رسد. در نتیجه نرخ تجرد قطعی نیز به طرز چشمگیری کاهش پیدا می‌کند.

 اگر این فرهنگ سازی در کشور رواج پیدا نکند، پسران دهه 70 در ازدواج و انتخاب همسر به مشکل برخواهند خورد. از دیگر راه‌حل‌ها، تسهیل ازدواج و آسان‌گیری خانواده‌ها در این امر است. هنگامی که به دلایل سخت‌گیرانه ازدواج افراد به تعویق می‌افتد احتمال ازدواج آنان نیز کمتر می‌شود. در نتیجه خانواده‌ها باید معیارهای سخت‌گیرانه خود را تعدیل کنند تا احتمال ازدواج فرزندان آنان نیز بالا رود.

در نتیجه با توجه به این که میزان تجرد قطعی در کشور درحال افزایش است و تبعات آن ابتدا برای فرد و سپس جامعه جبران‌ناپذیر است باید برای حل و پیشگیری آن اقدام‌های مناسبی از سوی نهادهای حاکمیتی صورت پذیرد.

در صورت بی‌توجهی، این مسئله هم‌چنان به سیر صعودی خود ادامه می‌دهد و به معضل و بحران در کشور تبدیل خواهد شد. به خصوص که تجرد قطعی با جمعیت که از مهم‌ترین مسائل کشور است، ارتباط پیدا می‌کند.

در حال حاضر که تجرد قطعی اولویت بالاتری در میان جوانان دارد، برخی به بهانه کودک انگاری در پی افزایش سن ازدواج هستند. با قانون‌گذاری در زمینه افزایش سن ازدواج نه تنها نیازهای اساسی افراد جامعه نادیده انگاشته می‌شود بلکه می‌تواند بر روی تجرد قطعی تاثیر مستقیمی بگذارد. با این نوع سیاست‌گذاری از سوی دستگاه‌های حاکمیتی فضا برای ازدواج به هنگام جوانان تنگ‌تر می‌شود و احتمال تجرد قطعی را افزایش می‌دهد.

 

منابع:

[1]                      yon.ir/eQkfL
[2]                      http://yon.ir/3G0DR
[3]                      http://yon.ir/uAgBh 

حسام منظور: چاوش شازده نیست-پروژه های دانشگاهی

مدل سبیل و موی حسام منظور در سریال برادرجان همان است که در بانوی عمارت می‌دیدیم، خودش هم می‌گوید که تمایلی به تغییر زیاد چهره‌اش از یک سریال به سریال دیگر ندارد؛ مگر این‌که ضرورت ایجاب کند. البته در روزهای گذشته خیلی‌ها موفقیت سریال برادرجان در میان سریال‌های ماه رمضان را مدیون چهره آشنای سریال بانوی عمارت دانستند اما او این حرف‌ها را قبول ندارد و معتقد است که شازده و چاوش دو کاراکتر کاملا مجزا از یکدیگر هستند.

حسام منظور: چاوش شازده نیست

فکر می‌کنید چرا کار جدیدتان در میان سریال‌های کم‌رمق ماه رمضان امسال مورد توجه قرار گرفته است؟

اول این‌که کارگردان، نویسنده و تهیه‌کننده سابقه زیادی در برنامه‌سازی دارند. یک اثر نمایشی برای جذب مخاطب، به جز کارگردان و نویسنده و تهیه‌کننده نیاز به متن دراماتیک و گروه بازیگران خوب دارد و بدون رعایت این مولفه‌ها سریالی موفق نمی‌شود. خوشبختانه این کار با قصه جذاب و پرکششی که دارد، مورد پسند مردم واقع شده است.

گریم شما در این سریال شباهت بسیار زیادی به گریم شازده در بانوی عمارت دارد و به همین دلیل برخی موفقیت این کار را مدیون شباهت‌هایی که به آن نقش دارد، می‌دانند. این نظر را قبول دارید؟

خیر؛ ارتباط زیادی ندارد چون دو مجموعه جدا از هم هستند و خیلی از مخاطبان این سریال بانوی عمارت را ندیده‌اند. در مورد گریم هم معتقدم قرار نیست چهره بازیگر از کاری به کار دیگر تفاوت زیادی داشته باشد مگر این‌که ضرورت ایجاب کند. به نظرم تفاوت‌های رفتاری یک کاراکتر با کاراکتر دیگر مهم است.

کاراکتر چاوش با شازده به لحاظ نوع کارکرد دراماتیکی تفاوت زیادی دارد ضمن این‌که من گریم خاصی برای این کار ندارم. اگر منظور سبیل و مو است که خب! چهره خود من است. گریم من در این سریال تفاوت زیادی با بانوی عمارت دارد. گریم من در آن سریال حدود یک ساعت زمان می‌برد، جزییات داشت اما در برادر جان زمانی نمی‌برد. درواقع چهره واقعی خودم است چون کار امروزی است و نیاز به گریم سنگینی ندارد. در مورد چاوش طبق صحبت‌ها احساس شد که نیاز به تغییر زیادی نیست و همین مدل مو و سبیل برای کاراکتر فردی که در میدان کار می‌کند، مناسب است؛ فقط کمی سعی شد سن و‌ سال من بیشتر شود.

از تجربه کارتان با سعید نعمت‌الله بگویید.

من تا به حال تجربه کار با سعید نعمت‌الله را نداشتم و با ادبیات‌شان آشنا نبودم. او شکل و شمایل خاص خود را در نوشتن دارد.

این سبک و سیاق نوشتن و دیالوگ‌ها کار را برای‌تان سخت نمی‌کرد؟

اتفاقا جالب بود. به این دیالوگ‌ها روایتگر می‌گویند و البته بخشی از قصه هم دیالوگ‌های دراماتیک دارد. این نوع دیالوگ برای من لذت‌بخش است و ادبیات نمایشی ما آن را کم دارد. متاسفانه این روزها در فیلم‌ و سریال‌ها همه چیز شبیه به واقعیت و تقلید از واقعیت است؛ اصلا انگار معیار همین است در صورتی که واقعیت چهره زیبایی ندارد. مخاطب دوست دارد وقتی تلویزیون را روشن می‌کند از دنیای واقعی فاصله بگیرد و در دنیای دیگری تمرکز کند. بیشتر سریال و فیلم‌های پرطرفدار در جهان هم در ژانرهای وحشت، تاریخی و تخیلی و دور از واقعیت است؛ مثل گیم‌آف‌ترونز. معتقدم این جهان کمی بیشتر در کارهای آقای نعمت‌الله هست و باعث جذابیت می‌شود. این نوع ادبیات گفتاری در فیلمنامه برای بازیگر جذاب است اما سکانس‌های طولانی و متن‌های ٧ یا ٨ صفحه‌ای کمی کار را سخت می‌کند؛ چون بسیار هم پردیالوگ است.

البته بعضی معتقد بودند که در برخی از قسمت‌های سریال شما خیلی کم دیالوگ‌تر از بقیه بودید و درواقع بیشتر تمرکزتان روی حالات رفتاری چهره است.

اتفاقا چاوش دیالوگ‌های طولانی دارد. چاوش هم به اندازه بقیه مونولوگ دارد؛ چون نقش اصلی است در اکثرش یا خودش هست یا این‌که توسط سایر کاراکترها در موردش حرف زده می‌شود. البته که در بازیگری روی رفتار بدنی و میمیک توجه دارم؛ چون به انتقال احساس کمک می‌کند. سعی می‌کنم کاراکترها را به صورت بدنی درک کنم. به نظرم یکی از تفاوت‌های این نقش با نقشم در بانوی عمارت در رفتار جسمانی، زبان بدن، ریتم و تنفس آن است.

چرا نقش چاوش را انتخاب کردید؟

من همیشه با نقش‌های منفی مشکل دارم؛ چون معتقدم بازیگر نباید در حین بازی هیچ قضاوتی نسبت به نقش داشته باشد. یکی از دلایل انتخاب آن هم ایجاد چنین چالشی برای خودم بود تا ببینم چطور می‌توانم ابداعی در زمینه عدم قضاوت نسبت به کاراکتر را داشته باشم. وقتی کاراکتر در نظرمان بد است، آن را بد هم بازی می‌کنیم و مخاطب حس بدی نسبت به او پیدا می‌کند. چاوش با این‌که مثبت نیست سعی کردم عدم قضاوت صورت سیال برای تماشاگر هم به وجود بیاید؛ این‌طور نباشد که با دیدن چند سکانس بگوید آدم بد مطلقی است. رویکردم برای خلق اثر این بود که انسانی با تمام وجوه مثبت و منفی را نشان دهم.

شاید موفق هم بوده‌اید؛ چون تماشاگر قضاوت قطعی بر منفی‌بودن نقش ندارد و در قسمت‌هایی چاوش را یک شخصیت خاکستری می‌بیند.

این شخصیت اول از همه یک انسان است. درواقع تقسیم‌کردن انسان‌ها به بد و خوب عادت غلطی است؛ در حالی ‌که انسان عادی مجموعه‌ای از تمام خصیصه‌ها است. ممکن است در یک موقعیت اشتباه کند و در موقعیت دیگر کار خوبی انجام دهد. چاوش هم این‌طور است، یک جا از زندگی حق‌خوری کرده اما در جای دیگر برای زنده‌ماندن کارگر افغان به او کمک می‌کند در حالی ‌که می‌تواند او را در جایی رها کند تا به دردسر نیفتد. همه آدم‌ها در موقعیت‌های مختلف واکنش‌های متفاوتی دارند مگر کاراکتری که با ویژگی‌های روانی خاص و روان‌نژندی دچار خباثت باشد. چاوش چنین کاراکتری نیست، او در موقعیتی گیر افتاده است و منطق خود را برای کارهایش دارد. می‌گوید اگر این کار را نمی‌کردم همه با مشکل مواجه می‌شدیم از طرفی کریم بوستان هم خوب مطلق نیست و در موقعیت‌هایی دچار لجبازی می‌شود و همین کشمکش‌ها بیننده را همراه می‌کند.

چقدر از آن چیزی که حالا در بازی و کاراکتر از چاوش می‌بینیم، ایده خودتان بود؟

معمولا کلیات کاراکتر بین گفت‌وگوهای نویسنده، کارگردان و بازیگر شکل می‌گیرد. همه در آن شریک بودیم؛ از لباس پوشیدن، نوع گریم گرفته تا لحن و نحوه راه رفتن. بخشی از درآوردن نقش در نوع ریتم، تنفس یا نوع نگاه‌کردن مربوط به بازیگر است و در حوزه کارگردان نیست؛ درباره من هم همین‌طور بود و اگر هر بازیگر دیگری نقش را بازی می‌کرد حتما شکل دیگری بود. من در خودم جست‌وجو می‌کنم و ابعادی از آن شخصیت را در خود پیدا می‌کنم تا وارد نقش کنم؛ درواقع سعی می‌کنم کاراکتر را زنده کنم و مطمئن هستم مخاطب با آن ارتباط برقرار می‌کند چون طبیعی است. البته بعضی فکر می‌کنند طبیعی بازی‌کردن همان شباهت به واقعیت است اما از نظر من طبیعی‌بودن یعنی در هر فیلمی، در شکل و شمایل آن طبیعی باشیم؛ نه در شکل و شمایل واقعی.

درنهایت خودتان از نتیجه راضی هستید؟

واکنش‌ها تا امروز جالب و خوب بوده است؛ مردم با کاراکتر ارتباط برقرار کردند. البته من هیچ وقت از کار خودم راضی نیستم و همیشه می‌گویم کاش طور دیگری عمل می‌کردم. این طرز فکر به من انرژی می‌دهد که برای کارهای بعدی‌ام خود را ارتقا دهم.

شما سال‌ها بازیگر تئاتر بوده‌اید و حالا وارد تلویزیون شده‌اید، کدام یک برای شما جذاب‌تر است؛ تئاتر یا تلویزیون؟

برای من کار خوب جذابیت ایجاد می‌کند، تعصب خاصی روی یک رسانه خاص ندارم. در این ٢٠‌ سال که تئاتر کار کردم هم که همه کارها برایم لذت‌بخش نبود. قبل از بانوی عمارت هم در تلویزیون کارهایی انجام داده بودم اما نقش‌های ‌جدی نبوده است و آنها را هم دوست ندارم و از آنها نام نمی‌برم. در کل انتخاب‌های سختگیرانه‌ای دارم، متن، کارگردان، نویسنده و تک تک جزییات برایم در انتخاب مهم است.

پیشنهاد جدید هم دارید؟

چند فیلمنامه به دستم رسیده است اما هنوز جواب نداده‌ام می‌خواهم کمی استراحت کنم؛ چون دو‌ سال است که در حال کارکردن هستم و حتی بعد از بانوی عمارت هم فرصت استراحت پیش نیامده است. بعد از استراحت احتمالا در شهریور ماه دوباره کار را شروع می‌کنم.

منبع: روزنامه شهروند

چهره «لیلا اوتادی» در سریال آشوب/ عکس-پروژه های دانشگاهی

چهره «لیلا اوتادی» در سریال آشوب/ عکس

80 هزارتن کاغذ با ارز 4200 تامین می‌شود-پروژه های دانشگاهی

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از تائید تامین حدود 80 هزار تن کاغذ برای کتاب و مطبوعات در سال 98 با ارز 4200 تایید خبر داد و گفت: این موضوع ابتدای هفته جاری از سوی بانک مرکزی ابلاغ شده است.

آفتاب‌‌نیوز :

«سیدعباس صالحی» روز چهارشنبه در حاشیه جلسه هیات دولت در جمع خبرنگاران با اشاره به جزئیات موضوع کاغذ طی هفته های گذشته، گفت: کاغذ یکی از اقلامی است که در ماه های اخیر دچار مشکلاتی شد. اول اینکه مصرف کاغذ روزنامه در سال ٩٦ به کشور وارد شده، ٥٥ هزار تن واردات داشته ایم. در سال ٩٧ تاکنون ٣٩ هزار تن بوده است. واردات کاغذ فاصله قابل توجهی نسبت به سال ٩٦ داشته که این فاصله بازار کاغذ را گرفتار التهاباتی کرد که این موضوع برای رسانه مهم و جدی است.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ابراز امیدواری کرد تا مساله گمرک حل شده باشد چرا که بحث فقط به گمرک مربوط نمی شود، بلکه اعتبار این ابلاغ باید اتفاق بیفتد و تامین ارز آن با 4200 انجام شود. 

صالحی ادامه داد: این تاخیر دو سه ماه گذشته که تامین کاغذ با ارز 4200 است یا نیمایی، این محموله ها را متوقف کرده بود، البته برخی مدتی متوقف است و برخی یکی دو هفته اخیر متوقف شده است.

وی همچنین ابراز امیدواری کرد تا حداکثر اوایل هفته آینده 6تا 7 هزار تن محموله کاغذ که در مسیر گمرک است نیز ترخیص شود.

صالحی در عین حال تصریح کرد: موضوع کاغذ همواره در هیات دولت مطرح بود و در جلسات مختلفی راجع به آن بحث شده است. در آنجا مکرر گفته ایم که کاغذ را کمتر دیگر اقلام دیده نشود.

عضو کابینه دولت دوازدهم در عین حال تاکید کرد: هنوز بخشی از کاغذ ها از محلی که باید مراحل ترخیص نهایی از لحاظ ارزی انجام شود و به گمرک بیاید، انجام نشده از این رو با رییس بانک مرکزی در این مورد گفت و گو کردم تا سریعتر این مراحل انجام شود.

منبع: خبرگزاری ایرنا

پنهان‌کاری یک سیاه‌پوست و نامه‌های عاشقانه یک زن در دو کتاب-پروژه های دانشگاهی

نشر نی، دو کتاب «نقاب» و «دیه‌گوی عزیز، کیلا تو را در آغوش می‌گیرد» را روانه پیشخوان کتابفروشی‌ها کرده است.

آفتاب‌‌نیوز :

 رمان «نقاب» نوشته نلا لارسن و ترجمه طلوع ریاضی و کتاب «دیه‌گوی عزیز، کیلا تو را در آغوش می‌گیرد» از النا یونیاتوسکا به مترجمی مزدک بلوری از تازه‌های نشر نی هستند.

کتاب «دیه‌گوی عزیز کیلا تو را در آغوش می‌گیرد»، داستانی است در قالب نامه‌نگاری که شخصیت اصلی آن، نامه‌هایی عاشقانه برای همسر سفر کرده خود نوشته است. همسر کیلا، دیگر به او توجهی ندارد و گویی این نامه‌ها مخاطب زنده نداشته و نویسنده با خود سخن می‌گوید. این زن که همچون همسر خود (دیه‌گو) نقاش است، به‌سختی زندگی را می‌گذراند و با این حال حاضر نیست آثار هنری او را برای کسب درآمد بفروشد. 

کتاب «نقاب» روایتی به نسبت تازه از جمله معروف «ماه پشت ابر نمی‌ماند» با شخصیت‌هایی از سیاه‌پوستان است که پنهان‌کاری یکی از این افراد در مورد نژاد خود، روی زندگی دیگران تاثیر می‌گذارد. این کتاب که توسط نویسنده‌ای سیاه‌پوست نوشته شده، سختی‌ها و مصائب زندگی سیاه‌پوستان را با ظرافتی زنانه از دریچه‌ای دیگر دیده است.

«نقاب» در ۱۷۱ صفحه و قیمت ۲۴ هزار تومان به فروش می‌رسد و «دیه‌گوی عزیز، کیلا تو را در آغوش می‌گیرد» دارای ۷۵ صفحه و قیمت پشت جلد ۱۴۰۰۰ تومان است. 

منبع: خبرآنلاین

باززایی در نقاشی خط؛ روایت آیدین آغداشلو از آثار افروز هوشنگ-پروژه های دانشگاهی

این روزها گالری مژده میزبان نمایشگاه آثار افروز هوشنگ است. این نمایشگاه با عنوان «مغاک، هستِ‌ناهست» روایتی متفاوت از هوشنگ را به تماشا گذاشته که آیدین آغداشلو از آن به باززایی در نقاشی خط تعبیر کرده است.

آفتاب‌‌نیوز :

 افروز هوشنگ (هنرمند) درباره دغدغه‌اش در فضای حاکم بر نقاشی‌خط به یک مرور تاریخی در این زمینه رجوع می‌کند، او در این‌باره گفت: اگر به تاریخ نقاشی‌خط ایران نظر کنیم از دهه چهل با جریانی به نامِ مکتب سقاخانه روبرو خواهیم شد که با تقلید از فرم‌های سنتی گذشته و تلفیق آن با تجربه‌های هنر مدرن کوشید برای نقاشی معاصر ایران زبان بصری تازه‌ای تدارک ببیند. در این میان حسین‌زنده‌رودی و فرامرز پیلارام و در ادامه رضا مافی (با تاثیری از این مکتب) به شکلی جدی از موتیف خط برای ایجادِ کمپوزیسیون‌های ریتمیکِ خود در نقاشیِ نو بهره جستند. از آن زمان تاکنون اغلب هنرمندان این رشته به تکرار و تقلید آنچه صورت گرفته پرداخته‌اند.

نقاشی‌های افروز هوشنگ حاوی فرمهایی هستند که ردپایی از واقعیت را می‌توان در آن دید به نظر می‌رسد که به ترسیم ابژه‌هایی در آثار پرداخته است. او باور دارد که میانِ نقاشی که می‌اندیشد و نقاشی که تجربه می‌کند تفاوتی وجود ندارد. نقاش میانِ درون و برون در حرکت است و این حرکت همراه با نوعی تعلیق در عالم ابژکتیو است و نقاشی به واسطه این تعلیق قادر است ژرفای جهان را بر ما بگشاید چرا که نقاشی هنرِ ظهور است و این ظهور آشکارگی چیزی است نه نمود و بازنمود آن. چنین ظهوری محتوی واقعی پدیده‌هاست که می‌تواند گوشه‌ای از ژرفای جهان را بر ما بگشاید و ما را با طرحی از جهان روبرو کند که در زندگی روزمره از آن غافلیم؛ هوشنگ توضیح می‌دهد: در انتخاب واژه هست و آشکارگیِ آن قصد داشتم این واژه را به ظهور برسانم، زیرا همان‌طور که نیچه می‌گوید هر واژه‌ای بی‌درنگ به یک مفهوم بدل می‌شود، آن هم دقیقاً بدین سبب که قرار نیست در مورد تجربه یکتا و به تمامی خاص و آغازینی که اصل و منشأ آن واژه بوده است، نقش یک یادآور را ایفا کند.

 ما نیز در مجموعه آثارِ هوشنگ گویی با ظهور و چشم‌اندازِ دیگری فارغ از تکنیک‌های کلیشه‌ای روبرو هستیم کمااینکه آیدین آغداشلو در مقدمه دفتر آثارِ هوشنگ نوشته است: انگار باید طول می‌کشید تا از ورای ظاهرِ تثبیت‌شده و محتشمِ خوش‌نویسیِ سنتی، به عنصری عمیق‌تر و خالص‌تر و پنهان‌مانده‌تر برسد و لطف و لطافت این قالب سیال را بیابد و بربکشد. مجموعه اخیر هوشنگ گواهِ جستجویی تازه است در این زمینه‌ی کهن و نه چندان تازه؛ جستجویی با حاصلی خوش‌رنگ و دلپذیر که مرا که گمان می‌کردم تجربه‌ی نقاشی‌‌خط دیگر به انتهای کارآیی و باززایی‌اش رسیده است، چشم به‌ راهِ کارهای بیشتر و هنرمندانِ نامکشوف تازه‌ی دیگر نگاه می‌دارد.

مژده طباطبایی (مدیر گالری مژده) نیز درباره آثار افروز هوشنگ گفت: افروز در نقاشی‌خط ابتدا به فرم رسیده و سپس با محدودیتِ فرم و رنگ و حرکت به سمتِ ساده‌گرایی و کمینه‌گرایی، فضایی انتزاعی خلق کرده که رسیدن به مفهوم طی این مسیر کاری بسیار دشوار است؛ او تخصصِ خاصی در مدیریت دارد و این مدیریت در آثار او تجلی یافته و در مجموعه سوم تشابه ابعاد، فرم و رنگ بیانِ متفاوتی را رقم زده است.

نمایشگاه آثار افروز هوشنگ با عنوان «با نام مغاک، هستِ‌ناهست» تا سوم خرداد در گالری مژده برپاست. گالری مژده در سعادت آباد، خیابان سرو شرقی، خیابان علامه شمالی، کوچه هجدهم شرقی، شمارۀ ۲۷ قرار دارد.

منبع: ایلنا

آغاز به کار مجتمع حل اختلاف هنر و رسانه تا دو ماه آینده-پروژه های دانشگاهی

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: ایجاد مجتمع حل اختلاف هنر و رسانه کمک می‌کند تا دعاوی حقیقی یا حقوقی که علیه اصحاب هنر و رسانه شکل می‌گیرد، در فضایی با تفاهم بهتر جریان پیدا کند.

آفتاب‌‌نیوز :

سید عباس صالحی وزیر ارشاد در حاشیه جلسه امرز هیات دولت درمورد تشکیل شورای حل اختلاف فرهنگ و هنر گفت: اهالی فرهنگ و هنر و رسانه مشکلاتی را داشتند و برخی دعاوی علیه آنها از سوی شخصیت‌های حقیقی و حقوقی مطرح می‌شد.

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ادامه داد: در محاکم عادی که این موضوعات مطرح می‌شد، به شکل روشنی رویه‌ها برای محاکم یا رسانه‌ها مشخص نبود.

وی اظهار داشت: با موافقت قوه قضائیه، شورای حل اختلاف فرهنگ، هنر و رسانه در حال شکل‌گیری است. مکان و قضات و مجموعه‌هایی که می‌خواهند حضور پیدا کنند و همچنین افرادی که به عنوان کارشناسان فرهنگ و رسانه باید در این مجتمع حضور پیدا کنند، معرفی شدند. مراحل کار تقریباً رو به پایان است.

این عضو کابینه دولت دوازدهم گفت: این مسیر کمک می‌کند تا دعاوی حقیقی یا حقوقی که علیه اصحاب هنر و رسانه شکل می‌گیرد، در فضایی با تفاهم بهتر جریان پیدا کند. امیدواریم حداکثر تا دو ماه آینده شاهد آغاز به کار مجتمع حل اختلاف هنر و رسانه باشیم.

منبع: ایلنا

پایان کار رضا یزدانی در «از یادها رفته»-پروژه های دانشگاهی

رضا یزدانی بازیگر و خواننده کشورمان شب گذشته با انتشار پستی همراه با ترانه‌ای از مهدی ایوبی در صفحه شخصی خود، پایان نقش خود را اعلام کرد.

آفتاب‌‌نیوز :

 سیزدهمین قسمت سریال «از یادها رفته» شب گذشته ۳۱ اردیبهشت ماه ۹۷ روی آنتن شبکه یک سیما رفت. این قسمت از این سریال تاریخی که به کارگردانی بهرام بهرامیان ساخته شده با اتفاقی تلخ و غم انگیز همراه بود. 

رضا یزدانی بازیگر نقش مهراد شب گذشته آخرین نقشش را در این سریال ایفا کرد و با مرگ پایان تلخی را در قصه «از یادها رفته» تجربه کرد.

پایان کار رضا یزدانی در «از یادها رفته»

رضا یزدانی با انتشار این تصویر دلخراش از خودش نوشت :هر آغازی یه پایانی داره در نهایت… این هم پایان نقش مهراد بود… ولی منتظر بشینید … پانزده شب مهمان خونه هاتون بودم، سپاس که تماشا کردین، ادامه سریال رو هم ببینین حتما، دو تا ترانه دیگه هم تا انتهای سریال هست اگر پخش بشه… دوستون دارم …

رضا یزدانی در سریال از یادها رفته بازیگر نقش مهراد و شیفته مهربانو دختری است که در خانواده آنها بزرگ شده است اما مهربانو دلباخته فردی دیگری به نام خسرو است و مهراد در واقع رقیب عشقی خسرو بود که از میدان به در شد.

بازیگرانی چون حسین یاری، هلیا امامی، میترا حجار، رضا یزدانی، پوریا پورسرخ ،  بیتا فرهی ،  کامران تفتی ، لیلا بلوکات،  سیما تیرانداز،  مهدی سلوکی،  رسول نجفیان، علیرام نورایی، حبیب دهقان‌نسب، مهرداد ضیایی و… و. در این سریال به ایفای نقش پرداخته است.

سریال از یادها رفته به کارگردانی بهرام بهرامیان و تهیه کنندگی اکبر تحویلیان در شب‌های ماه مبارک رمضان ساعت ۲۲:۱۵ از شبکه یک سیما پخش می‌شود.

منبع:  خبرانلاین



کد آمار